عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
487
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
خاصه پيرانرا آمد ، مردان و زنان را كه طاقت روزه ميداشتند به تكلف و دشخوارى ، اللَّه تعالى ايشان را رخصت داد بافطار و فديه فرمود ، آن گه منسوخ شد اين حكم به دو سخن : - يكى اين كلمت كه وَ أَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ ، و ديگر - فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ - فَلْيَصُمْهُ ، و سديگر قول آنست كه اين آيت جمله محكم است ، و هيچيز از آن منسوخ نه بر تقدير و على الذين كانوا يطيقونه - فى حال شبابهم و قوتهم ثم عجزوا عن الصوم فدية طعام مسكين ميگويد بر ايشان كه روزه مىتوانستند داشت و ميداشتند پس عاجز شدند و قوتشان ساقط گشت فديهء است از طعام دادن بدرويشى ، پس اگر برين بيفزايد و بيش از يك درويش طعام دهد ، يا بيش از يك مدّ آن به است ، و اگر جمع كند ميان روزه و فديه آن بهتر و نيكوتر ، و اگر يكى كند پس روزه اولىتر . إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ اگر ميدانيد و مىدريابيد . فصل بدانك روزه ركنيست از اركان مسلمانى ، و سببى ظاهر است اندر تقديس طبيعت . و اندر شرايع انبياء عليهم السلام روزه مشروع بودست از عهد آدم تا روزگار مصطفى . و بمقتضى خبر : - روزه چهار يك ايمانست ، كه مصطفى ع گفت الصوم نصف الصبر و الصبر نصف الايمان و در روزه پنج چيز فريضه است و پنج چيز سنت : اما فريضه اول آنست كه ماه رمضان طلب كند تا بداند كه بر بيست و نه روزست يا بر سى روز ، و بر قول يك عدل اعتماد كند . اما به آخر رمضان كم از دو عدل نشايد كه گواهى دهند ، و اگر بشهرى ديگر ماه نو ديده باشند كه بشازده فرسنگ دور تر باشد روزه برين قوم واجب نيايد . در آثار بيارند كه - كريب مولى ابن عباس گفت كه ام الفصل بنت الحارث مرا بشغلى بشام فرستاد پيش معاوية ، گفتا : - و شب آدينه ماه نو رمضان ديدند ، و مردم در روزه شدند ، و من روزه داشتم ، چون به مدينه باز آمدم ابن عباس از من پرسيد كه ماه نو كى ديدى ، گفتم شب آدينه ، ابن عباس گفت ما اندر مدينه شب شنبه ديديم